X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



popguitar - روانشناسی

popguitar - روانشناسی

لينك هاي روزانه
Daily Links

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 20
» بازديد ديروز : 0
» افراد آنلاين : 2
» بازديد ماه : 32
» بازديد سال : 225
» بازديد کل : 3370
» اعضا : 0
» مطالب : 30

از تفاوت های زنان و مردان چه می دانید؟


تاریخ انتشار پست : 1396/7/19 بازدید : 17

کی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، عمل می کنند. بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود:



* زنان تشریفات را دوست دارند.
* مردان کمتر تشریفاتی هستند.

* زنان، رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری برای بینش و شهود از خود نشان می دهند.
* مردان، هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیشتر تمایل نشان داده و استعداد بیشتری برای ارائه دلیل و منطق دارند.

* زنان نفوذ همسران خود را راحت تر می پذیرند.
* مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می دهند.

* ترس زنان بیشتر است تا خشم شان.
* مردان بیشتر از این که بترسند، خشمگین می شوند.

* زنان تحمل بیشتری در برابر رنج بدنی نشان می دهند تا رنج روحی.
* مردان در برابر رنج روحی، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند.

* زنان سعی دارند فرزندانشان، همواره راضی و راحت باشند.
* مردان، فرزندانشان را برای استقلال، مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند.

* مادر، همه فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارد؛ مهر و محبت او مشروط به اطاعت و بروز استعداد نیست.
* پدران، فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل، اجتماعی و حرفه اش موفق تر باشند، بیشتر دوست دارند.

* زنان در انتخاب همسر، مسایل بسیاری از جمله: وضع مالی، آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی و ... را در نظر می گیرند.
* مردان سریع تر و راحت تر از زنان، درصدد ازدواج با همسر مورد علاقه شان برمی آیند.

* در چهره زنان، هنگام گفت و گو حالت های ترس، خشم، تعجب، آرامش، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است.
* مردان در هنگام گوش دادن، خونسرد بوده و چهره شان دچار تغییرهای زیادی نمی شود.

* زنان هنگامی که اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند، واکنش های هیجانی تر و احساسی تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند.
* مردان در برخورد با افکار غم انگیز و رویدادهای ناراحت کننده، احساس های خود را بروز نداده یا کمتر بروز می دهند.

* زنان در هنگام گفت و گو، جروبحث و بگومگوهای مختلف، مسایل منطقی را با عواطف و احساسات خود در هم می آمیزند و از رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود، بیشتر و قوی تر استفاده می کنند.
* مردان در هنگام گفت و شنود، جروبحث و بگومگوها، بدون اینکه عواطف و احساسات خود را بروز دهند، می توانند خویشتن دار باشند، منطقی سخن بگویند و مستقل از احساسات خود عمل کنند.

* در صحنه زندگی اجتماعی، زنان بیشتر تساوی طلب هستند و همدردی، همدلی و ملاطفت بیشتری از خود نشان می دهند.
* در صحنه زندگی اجتماعی، مردان برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای برتری خود، بیشتر تلاش می کنند. مردان بیشتر از زنان، پرخاشگر و تهاجمی هستند و رفتار خطرناک و غیراخلاقی بیشتری از خود نشان می دهند.

* احساس موفقیت در زنان، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار گیرند.
* مردان زمانی خود را موفق و باارزش می دانند که به هدف هایشان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند.

* در جریان زندگی، زنان، بیشتر به گذشته توجه می کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند.
* مردان بیشتر به آینده توجه نشان می دهند و به راحتی می توانند گذشته را فراموش کنند.

* مسایل مالی و ثروت از نظر زنان، ایستا و غیردینامیک هستند. زنان با محافظه کاری در حفظ و نگهداری آن می کوشند و به طور کلی، بیشتر به نگه داری چیزهای موجود، دلبستگی دارند و نسبت به مردان کمتر ریسک می کنند.
* مسایل و ثروت از نظر مردان، دینامیک و غیرایستا هستند. مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیشتر، تلاش می کنند و به طور کلی، مردان فزونی طلب بوده و در جست و جوی پیروزی بیشترند و برای تحقق آرزوها و اهداف خود بیشتر ریسک پذیر هستند.

* زنان به گفت و گو علاقه مندند و با بیان مسایل، از فشار ناراحتی خود می کاهند.
* مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسایل خود می پردازند.

* زنان شنونده خوبی هستند.
* مردان شنونده خوبی نیستند.

* زنان کارهایشان را با یک روند آرام، تدریجی، حرکت های ملایم، ظریف و ... به انجام می رسانند.
* مردان، کارهایشان را با نوسانات زیاد ولی آگاهانه و با حرکت های فراوان، مطمئن و محکم انجام می دهند.

* بدون درخواست کمک، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود، او آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن می شود.
* در نظر یک مرد، پیشنهاد کمک به او، به منزله این است که قدرت انجام کاری که به عهده گرفته است، ندارد و او از این پیشنهاد، آزرده شده و آن را نوعی توهین به خود تلقی می نماید.حتی ممکن است به آن اعتراض کرده و خشم خود را نشان دهد، چرا که مرد تصور می کند که خود می تواند از عهده کارهایش برآید.

* برای بیشتر زنان، گفت و شنود و هم دلی وسیله ارتباط عاطفی و احساسی است و زن با زبانش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند.
* برای بیشتر آقایان، گفت و گو وسیله ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می آید. مرد با بدنش می خواهد با همسرش ارتباط برقرار کند.

* مرکز گویش زنان در دو نیم کره مغز قرار دارد و آنان برای صحبت کردن، هم زمان از دو نیم کره خود استفاده می کنند.
* مرکز گویش مردان فقط در نیم کره چپ مغز قرار دارد و نسبت به مرکز گویش زنان، کوچک تر است.

* دختران زودتر از پسران حرف زدن را شروع می کنند. تا 3 سالگی، 99 درصد صحبت، جامع است.
* پسران دیرتر از دختران حرف زدن را شروع می کنند. تا 4.5 سالگی، 99 درصد صحبت آنان جامع است.

* زنان در برقراری ارتباط، گوش دادن و فراگیری زبان، قوی تر از مردان عمل می کنند.
* مردان در ارتباط برقرار کردن، گوش دادن و فراگیری زبان، ضعیف تر از زنان عمل می کنند.

* ارتباط بین دو نیم کره مغز، در زنان حدود 15 درصد بیشتر از مردان است. زنان بین دو نیم کره مغز، ارتباط بهتری برقرار می سازند و توانایی بیشتری در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای در یک زمان را از خود نشان می دهند. (در مجالس زنان، هم زمان چند نفر با هم صحبت کرده و حرف های یکدیگر را هم گوش می دهند.)
* ارتباط بین دو نیم کره مغز در مردان کمتر از زنان است؛ توانایی مردان در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای هم زمان، از زنان کمتر است. (در مجالس مردان به طور معمول یک نفر صحبت کرده و بقیه گوش می دهند.)

* زنان اندیشه استقرایی دارند و از جزء به کل می رسند؛ خواهان احساس و عاطفه بیشتری هستند در تصمیم گیری مرددند؛ برای تصمیم گیری به اطلاعات بیشتری نیاز دارند، ولی به آسانی اشتباه های خود را قبول می کنند.
* مردان با شیوه قیاسی، استدلال می کنند و از کل به جزء می رسند و خواهان اطلاعات بیشتری هستند، سریعتر تصمیم می گیرند و کمتر حاضر می شوند به اشتباه های خود اعتراف کنند.

* زنان بیشتر از راه گوش (شنیدن) تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق را انتخاب می کنند.
* مردان بیشتر از راه چشم (دیدن) عاشق می شوند.

* زنان به زندگی عشق می ورزند، عشق برای خانم ها همه زندگی محسوب می شود. زنان به احساس عشق، عنایت بیشتری دارند، همراه با آزاردوستی.
* مردان به روابط جنسی توجه دارند، همراه با دیگرآزاری. عشق برای مردان بخشی از زندگی است، مردان به کارشان عشق می ورزند و آن را عاشقانه انجام می دهند.

* تولید هورمون استروژن (هورمون جنسی زنانه) باعث کمتر شدن خشونت، کاهش پرخاشگری، ابراز وجود، رقابت و ... در زنان می شود. تولید هورمون زنانه، پیوندجویی را در زنان تقویت می کند.
* تولید هورمون تستسترون (هورمون جنسی مردانه) میل جنسی، پرخاشگری، تهاجم، رقابت، اتکا به نفس، حرکت های تند و ... را در مردان سبب می شود. تولید بیشتر این هورمون، مردان را به خشونت، تجاوزهای جنسی و بدرفتاری جنسی، حس رقابت، اتکا به نفس و رسیدن به هدف، سوق می دهد.

* میل جنسی در زنان کمتر از مردان است. زنان قلب مردان را می خواهند.
* میل جنسی در مردان بیشتر است. مردان جسم زنان را می خواهند.

* زنان جزئی نگر هستند، ماهرانه متوجه آهنگ های ظریف صدا، علائم ظاهری، حالت ها و تغییرهای چهره شده و از این طریق به علاقه ها، اندیشه ها و روحیه طرف مقابل به خوبی و سریع پی می برند؛ راست و دروغ حرف های طرف مقابل را به سرعت کشف می کنند.
* مردان کلی نگر هستند و به جزییات زیاد توجه نمی کنند لذا تمایل، احساسات و هیجان های طرف مقابل را از چهره اش به خوبی درک نمی کنند.

* زنان تصاویر معمولی و هیجانی را بهتر از مردان به خاطر می آورند.
* به یادآوردن تصاویر معمولی و هیجانی برای مردان، به آسانی صورت نمی گیرد.

* زنان در به خاطر آوردن چهره ها و اسامی، بهتر از جنس مذکر عمل می کنند و کمتر از مردان دچار فراموشی می شوند.
* مردان چهره و اسامی افراد را زودتر فراموش می کنند و بیشتر از زنان دچار "آلزایمر" می شوند.

* زنان در جوانی، مهربان و در پیری، تهاجمی و خشن می شوند.
* مردان در جوانی، خشن و خودخواه و در پیری، مهربان می شوند.

* بر اساس آمار موسسه "هاریس"، فقط 76 درصد از زنان، اعلام کرده اند که حاضر هستند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.
* بر اساس آمار موسسه "هاریس"، 87 درصد مردان متاهل اعلام کرده اند که اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، حاضرند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.

* در یک ازدواج شکست خورده: زنان مسایل جدایی را به طور عمیق احساس می کنند، ولی چون رابطه گرا هستند، غم ناشی از تنها شدن و بیان مسایل شخصی و زندگی مشترک خود را به راحتی با دیگران بازگو می کنند و همچنین با گریه کردن، از فشارهای روحی و روانی خود می کاهند، در واقع، درد جدایی را کم می کنند.

* در یک ازدواج ناموفق: مردان احساس شکست از زندگی مشترک، درد جدایی و تنهایی را به طور عمیق احساس می کنند و غمگین می شوند، ولی پس از جدایی گریه نمی کنند و درد و غم ناشی از تنها شدن را در خود می ریزند؛ چون خصوصی ترین مسایل شخصی و زندگی مشترک خود را کمتر با دیگران در میان می گذارند، بنابراین ممکن است دچار ناراحتی های روحی و روانی شوند و جهت رهایی از فشارهای درونی، به مواد مخدر، الکل و دیگر تسکین دهنده ها پناه ببرند و دچار ناراحتی و انواع بیماری ها و ... هم می شوند.
 
از مقایسه خصوصیات و ویژگی های زنان و مردان، می توان نتیجه های زیر را به دست آورد:

1- زنان و مردان، مکمل یکدیگر هستند؛ ویژگی مردان، کمبودهای زنان و ویژگی های زنان، کمبودهای مردان را تکمیل می کند. به عبارت دیگر، هر کدام کمبودهای دیگری را برطرف می سازند، بنابراین اگر با یکدیگر هماهنگ شوند، در بسیاری از موارد، مسایل و مشکلات منطقی تر، عاقلانه تر و اصولی تر برطرف می گردند.
2- وقتی زن و مرد تفاوت های یکدیگر را بدانند و آنها را بپذیرند، ارتباط قوی و موثری بین آنان برقرار می شود و عشق، فرصت شکوفایی پیدا می کند. بنابراین، آگاهی از ویژگی های رفتاری زنان و مردان، در بهبود روابط همسران و ایجاد آرامش بیشتر و تنش کمتر، موثر می باشد.

3- یکی از علت های اصلی ستیزه ها و کشمکش های دائمی، عذاب آور و جان فرسا بین زن و شوهرها، این است که مردان، زنان را با "ویژگی های خود" ارزیابی می کنند و زنان، مردان را با "مقیاس خود" می سنجند. سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر، همان قدر صحیح است که مردان و زنان، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند. چنین سنجش هایی به طور معمول، حس تحقیر یا برتری کاذب به دنبال دارد.

4- زنان در برخورد با مسایل و مشکلات، به جزئیات، توجه بیشتری داشته و احساسی تر عمل می کنند، ولی مردان در مقابله با مشکلات و مسایل، کلی نگری کرده و منطقی تر عمل می کنند.

5- در قیاس بین ویژگی های زنان و مردان، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان، از خصوصیات زنان بهتر است و یا برعکس. برای نمونه: آیا زایمان، رابطه گرایی، دوست داشتن تشریفات، محافظه کاری در حفظ ثروت ها، کارها را با یک روند  تدریجی انجام  دادن و ... صفت های خوب هستند یا بد؟ (ویژگی غالب در زنان).

زمینه های شغلی رشته های روانشناسی


تاریخ انتشار پست : 1396/4/6 بازدید : 16

روانشناسی‌  عمومی‌

فارغ‌  التحصیلان‌ در این‌ رشته‌ می‌توانند فعالیت‌های‌ مقدماتی‌ را در زمینه‌های‌ تشخیص‌  و درمان‌ اختلالات‌ روانی‌ در مؤسسات‌ عمومی‌ و روانی‌ و کلینیک‌های‌ روان‌ پزشکی‌  و سایر مراکز شبیه‌ به‌ آن‌ عهده‌ دار شوند و یا تدریس‌ روانشناسی‌ عمومی‌ را در  مراکز آموزشی‌ بعهده‌ گیرند و یا بعنوان‌ روان‌شناس‌ مدرسه‌ در مدارس‌ همکاری‌  داشته‌ باشند  .

 

روانشناسی‌  صنعتی‌ و سازمانی‌ 

 روانشناسی‌  صنعتی‌ و سازمانی‌، یافته‌های‌ روانشناسی‌ و مطالعه‌ علمی‌ رفتار انسان‌ را در  صنعت‌ و محیط‌ کار به‌ کار می‌برد. یعنی‌ درباره‌ این‌ که‌ محیط‌ کار باید چگونه‌  باشد تا بهترین‌ بازدهی‌ را داشته‌ باشد و یا چه‌ متغیرهایی‌ در ارتباط‌ بین‌ کارگر  و کارفرما مؤثر است‌ و چه‌ عواملی‌ باعث‌ عدم‌ تفاهم‌ بین‌ کارفرما و کارگر می‌شود،  مطالعه‌ می‌کند. از آنجایی‌ که‌ نیروی‌ انسانی‌ ماهر و سازمان‌های‌ کارآمد از  ارزنده‌ترین‌ ثروت‌های‌ هر کشور به‌ شمار می‌روند و در رشد و توسعه‌ آن‌ نقشی‌  اساسی‌ دارند و چون‌ تشخیص‌ و رفع‌ مسائل‌ و مشکلات‌ انسانی‌ و سازمانی‌ تأثیری‌  شگرف‌ در پیشرفت‌ و توسعه‌ دارد، این‌ گرایش‌ اهمیت‌ قابل‌ توجهی‌ دارد  .

 

 روانشناسی  بالینی

 روانشناسان‌  می‌توانند در مورد تشخیص‌، درمان‌ و بازآموزی‌ افراد نیز عهده‌‌دار مسئولیت‌ گردند؛  اگر چه‌ در اغلب‌ این‌ موارد، روانشناسان‌ بعنوان‌ عضوی‌ از یک‌ تیم‌ شامل‌  : روانپزشک‌، پرستار و مددکار اجتماعی‌ کار خواهندکرد ولی‌ آموزش‌ تخصصی‌ آن‌ها باید  به‌ گونه‌ای‌ باشد که‌ بتوانند بخش‌ زیادی‌ از مسئولیت‌ها را به‌ تنهایی‌ برعهده‌  گیرند. اهم‌ این‌ قبیل‌ مسئوولیت‌ها عبارت‌اند از: تشخیص‌ ناهنجاری‌های‌ رفتاری،‌  درمان‌ فردی‌ و گروهی‌، مشاوره‌ و راهنمایی‌ و بازآموزی‌ .

 

 روانسنجی

 روان سنجی، گرایش سوم مجموعه روان شناسی است که کمترین تعداد داوطلب و در عین حال کمترین تعداد پذیرش را دارا است‌. روان سنجی عمدتاً با آمار، شیوه‌های سنجش در آموزش و پرورش و یادگیری، ارزیابی‌های روانشناختی از طریق آزمون‌‌های روانی و شیوه‌های گزینش و سرند کردن در ارتباط است‌.کارشناس ارشد روان‌سنجی می‌تواند به کار اجرای آزمون‌‌های روانی - تشخیصی، سنجش هوش، ویژگی‌‌های شخصیتی، آسیب‌های مغزی، عقب ماندگی‌های ذهنی، ارزیابی در آموزش و پرورش، سازمان سنجش و داده‌پردازی مشغول گردد. یا به همراه یک تیم درمان در کلینیک‌‌های روان شناختی مشغول به کار گردد.هدف از تحصیل در این رشته، تربیت افرادی است که با جنبه‌های نظری و کاربردی در زمینه‌های مربوط به اندازه‌گیری و ارزیابی خصوصیات مختلف افراد انسانی و مهارت‌های او، آشنایی کافی داشته و توانایی بکارگیری آن را در موقعیت‌های شغلی در آموزش و پرورش داشته باشد. فارغ‌التحصیلان این رشته با استفاده از تئوری کلاسیک اندازه‌گیری به سنجش ویژگی‌های پنهان افراد می‌پردازند و از سویی دیگر با طراحی انواع آزمون‌ها (تحصیلی، هوش و استعداد، استخدامی و ...) در سطوح وسیعی به سنجش آموزشی و تربیتی افراد مشغول‌اند. اجرای آزمون‌های روانی در امر تشخیص، همواره یاری رسان متخصصان بوده است.

 

 با دارا بودن مدرک کارشناسی ارشد در گرایش های بالینی، عمومی و بالینی کودک و نوجوان،  فرد می تواند:

 

- پس از احراز شرایط لازم (ازجمله 800 ساعت کارآموزی در مراکز دارای مجوز رسمی، تاییدیه از اساتید رشته و ...) و دریافت مجوز از سازمان نظام روانشناسی اقدام به تاسیس کلینیک مشاوره بنماید.

 

 - به عنوان کارشناس این رشته در مراکز دولتی نظیر بهزیستی- شهرداری- نیروی انتظامی- سازمان زندان ها- کانون اصلاح و تربیت و ... در قسمت مربوطه جذب به کار شود.

 

 - در واحدهای کوچک دانشگاه آزاد و یا دوره های فراگیر و یا موسسات آموزش عالی آزاد به عنوان مدرس فعالیت کند.

 

 - در آموزش و پرورش به عنوان معلم و یا دبیر در دروس مربوطه و یا به عنوان مشاور مدرسه جذب به کار شود.

 

 - با اخذ مجوز از سازمان بهزیستی اقدام به تاسیس مهد کودک نماید.

 

- با اخذ مجوز از سازمان بهزیستی اقدام به تاسیس سرای سالمندان نماید.

 

- در کلینیک های درمان اعتیاد به عنوان روانشناس مشغول به کار شوند (اشتغال در این مراکز مستلزم تحصیل در گرایش روانشناسی بالینی است و دارا بودن مدرک کارشناسی این گرایش کافی است).

 

 - در کلینیک های مشاوره ای به کارهای درمانی بپردازد

 

- با روانپزشکان در کلینیک های خصوصی ایشان همکاری کند (البته روانپزشکان مایل به همکاری با کارشناسان ارشد در گرایش های بالینی و خانواده درمانی هستند).

 

 - در کلینیک های مشاوره و روان درمانی کودک به کارهای درمانی مثل بازی درمانی و ... بپردازد (در این مراکز تاکید بیشتر روی کارشناسان ارشد با گرایش بالینی کودک و نوجوان و بالینی است).

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد